اینجا برای همه نور هست!

چراغ های خانه را کاملا خاموش کرده بودیم و فقط صفحه نمایشگر من هنوز زنده بود و از خود نور افشانی میکرد.  هنوز روزنه امیدی بود، برای همین چند مورچه بال دار( یا مگس دقیق نمی دانم) روی نمایشگر نشستند.

آنها دنبال نور بودند. و حالا که تنها منبع باقی مانده نمایشگر من بود، خود را به آن چسبانده بودند. تا فقط نور را داشته باشند کمی بیشتر فقط کمی بیشتر.

ما انسان ها هم همینطور هستیم. زمانی خود را در تاریکی می بینیم، زمانی که فکر میکنیم روزنه های نور بسته شده اند در گوشه تاریکی خود کز میکنیم.

 زمانی هم که اولین پرتوی کوچک نور را می بینیم به طرفش میرویم. انگار که هرجا که نور باشد همان جاست همان جایی که بعدش را خوشبختی می نامند.

اما قرار نیست هر نوری ما را نجات دهد. چه بسا آن نور تله ایی برای ساکنان تاریکست که آنها را مسخ زیبایی خود کند و در یک چشم به هم زدن طعمه خود را شکار کند.

بارها دیده ام افرادی را که این جمله را میگویند. این آخرین شانس ماست، اگر این نور از چنگمان در برود تا آخر عمر باید تاریکی را تحمل کنیم.

این نور،  بسیار پر قدرت و شدید است. نوری که خیلی ها را به سمت خود میکشد؛ ولی همین شدت اوست که آدمی را کور میکند. فکر میکند که میبیند؛ اما تابش نور زیاد او را کور میکند و همین میشود که قربانی آن میشود.

اما آیا فقط تنها راه رسیدن به نور همین است؟ آیا فقط همین یک نور است که ما را به سعادت میرساند؟ اگر ما به دنبالش نرویم آفتاب اقبال زندگیمان غروب خواهد کرد؟

نور ها مانند ستارگان هستند. بیشمار و بی نهایت. اصلا مهم نیست اطرافشان چقدر تاریک است. آنها نور میدهند و تو را فرا میخوانند. این فقط تصمیم توست که به طرف کدام بروی. کدام را بیشتر دوست داری یا کدام بیشتر تو را به سمت خودش حرکت میدهد.

همه شان هم تو را به روشنایی، موفقیت، شکوفایی میرساند. اگر در مسیرش ثابت قدم باشی. اگر در مسیری که برای رسیدن به نور میروی جهت عوض کنی، هرچقدر هم بروی باز هم به تاریکی میرسی.

از دور به نور ها خوب نگاه کنید، نور ها چون نمایان هستند خوب خودشان را معرفی میکنند. اگر وعده روشنایی را بدهند که بیشتر از نور خودشان است بیخیالشان شوید. اگر میگویند پیش من بیایید تا در چندی زمستان سرد زندگی ات را به بهار همیشه سبز تبدیل مبدل میکنم از او فاصله بگیرید.

این نکته را در کشف نور های زندگی با خود داشته باشید. قرار نیست هر نوری تا ابد با همان میزان، همان اندازه و همان شکل برایتان بتابد. نور ها ممکن است جایشان را عوض کنند. ممکن است راه های بدست آوردنشان تغییر کند. چون از این روش نور را در زندگی خود راه میدهید، نباید راه های دیگر را فراموش کنید.

 در ضمن نیازی نیست فقط یک نور را برای خود داشته باشید. جهان نورانیست. فقط کافیست یکی را برای خود بچینید.

نوری را دنبال کنید که احساس خوبی با او دارید. قدم در مسیر نوری بردارید که دلتان میخواهد غرق در انوارش باشید.

خداوند به هرکس ستاره خود را داده است. به او اعتماد کن اگر ستاره خاصتت را پیدا نکرده ایی نگران نباش…

اگر به او اعتماد کنی و به طرف ستاره ایی که فکر میکنی دوستش داری حرکت کنی او خودش بهترینت را نشانت خواهد داد؛ حتی اگر ستاره رویایت آنی نباشد که فکرش را میکردی.

اگر هم در سیاهی کامل مانده ایی نگران نباش… باید صبر کنی و امیدوار باشی، روزی بالاخره روزن ابر های سیاه باز خواهد شد و نور درخشنده ایی که تو را در بر میگیرد و زندگی تو را در راه رسیدن به آن دگرگون می کند. نوری که تمام زندگی ات را فرا دچارش  خواهد کرد.

 تاریکی ذاتش همین است: قبل از اولین ضربت فجر بر تنه اش، او با نهایت قدرت بر تو سایه می افکند.

نور هم ذاتش همین است: با اولین پرتو اش تاریکی میگریزد.

دیدگاهتان را بنویسید