معرفی کتاب| کتاب پنج داستان اثر جلال آل احمد

معرفی کتاب| کتاب پنج داستان اثر جلال آل احمد

کتاب پنچ داستان مجموعه داستان های کوتاه اثر جلال آل احمد است. این مجموعه شامل 5 داستان و یک  بخش شرحی احوالات و رویداد های زندگی شخصی نویسنده است.

نکته:

این مجموعه را فقط یک بار خوانده ام. پس قطعا نمی توان گفت که تمام صحبت های من در این نوشته می توانند درست باشند. این مطلب بعد از اینکه دوباره این مجموعه داستان را خواندم اصلاح خواهد شد و ایرادات آن برطرف میشود.

تا آنجا که بنده متوجه شدم 3 داستان نخست این مجموعه کاملا با هم ارتباط دارند و یک دیگر را دنبال میکنند.

فضای این سه داستان اغلب به روایت تقابل بین سبک زندگی غربی و سبک زندگی کنونی مردم ایران است.

به خصوص روابط شخصیت ها درگیری هایشان اتفاقات پیرامن و معضل هایی که به ویژه زنان در این دوره تحمل میکنند.

شخصیت اصلی سه داستان اول پسر دبستانی است که پدری مذهبی و خانواده ایی تمام مذهبی دارد.

رفتار ها و سبک زندگی که شخصیت های داستان دارند، بسیار واضح تغییرات زندگی آنها را بعد از قوانین آن دوران را نشان میدهد.

در این مجموعه بسیار واضح است که یک جور تقابل میان اسلام شیعی و فرهنگ و تمدن غربی وجود دارد. به خصوص در داستان اول مجموعه به نام گل دسته ها و فلک مشخص است که یک جور تقابل بین مسجد که مکتب دین و دین داری است مطرح میکند و از طرفی مدرسه و سبک  و فرهنگی که در آنجا نوع آموزش داده میشود.

اما نویسنده به زیبایی و ظرافت تمام این توضیحات و حرف ها را لابه لای داستان آورده است.

داستان موضوعات بسیار جذاب و در عین حال قابل تعملی دارند که لذت خواندن را دو چندان میکند.

داستانی که بیشتر از همه از آن لذت بردم داستان  داستان چهارم این مجموعه به نام شوهر آمریکایی است که به دل من به شدت نشسته است.

این داستان تک گویی های یک زن است که با فردی نامعلوم صحبت میکند. به نظر می آید که آنها در یک بار مشغول صحبت کردن هستند و زن داستان، منتظر کسی است و در حال تعریف کردن شرح زندگی خود است.

اینجا هم باز رگه هایی از همان تفکر وجود دارد. احساس میکنم با این داستان همزاد پنداری جالبی کرده ام به شدت قلم رک، بی ریا و  خودمانی این داستان رو دوست داشتم.

به قدری که احساس میکردم خود آن زن است که این نوشته ها را نوشته است و من در حال خواندن دست نوشته های او هستم.

 این داستان از زندگی و کمی از سبک زندگی آمریکایی ها نوع رفتار آنها و از آن مهم تر  روابط آنها و از روابط آنها هم مهم تر روابط زناشویی آنهاست که نویسنده انگار از زبان خود شروع به گفتن میکند و خب این رک بود گرچه جذاب هست اما…

یکی از مهم ترین موضوعاتی که نویسنده به آن اشاره میکند این است که آمریکایی ها به هیچ عنوان دلیل وسبب پیشرفت یا مدرن شدن ایران نداشته اند.

سراغ آخرین داستان یعنی خونابه انار میرویم. داستان نمادین است و دو کرک را نشان میدهد. در صحرا دنبال غذایی میگردند.

اگر چشم بسته بخواهم بگویم، انگار داستان درمورد خود کشور ما نوشته شده است. نمی دانم شاید؟ انگار که مثلا بخواهیم انار را فرصت برشمریم و آدم ها را آمریکایی ها.

اینطور میشود که: هر چیزی از آن جماعت برای راحتی و شکم سری ما برسد، نه اینکه خوب نیست که زهر است و چیزی جزء نابودی ندارد.

 شخصیت پردازی های داستان ها بسیار جالب هستند. در تمام داستان جزئیات بسیار جالب و جذاب کنار هم قرار گرفته اند و صحنه هایی زنده برای ما می سازند.

ماجرای داستان ها بسیار جالب و خواندنی هستند با اینکه بیشترشان کمی گنگ هستند؛ ولی آدم را وسوسه میکنند دوباره سراغ این کتاب بروم و از اسرارش پرده پوشی کنم.

فراموش کردم راجب شرح احوالات بگویم. در این بخش نویسنده بیشتر به سراغ دوران جوانی خود میرود. زمانی که در حزب توده بود است را تعریف میکند. اینکه چه اتفاقاتی افتاده و فعالیت های دوران حضور خود در حزب را شرح داده است.

در ان بخش به آثار در حال نوشتن خود در آن زمان آثاری که قبل نوشته است اشاره هایی میکند و برای خواننده میگوید چرا آن دوران شکست های پیاپی خورده است. چه تحولاتی در این دوره زندگی برای او افتاده است که با قلم جلال آل احمد بسیار خواندنی و شیرین است.

در نهایت اگر داستان کوتاه خوب می خواهید. دغدغه یک داستان قوی با قلم قدرتمند را دارید، مجموعه کوتاه پنچ داستان به درد شما خواهد خورد و شما را سر ذوق خواهد آورد.

دیدگاهتان را بنویسید