جریان خلق اثر من کوهنورد نیستم!

جریان خلق اثر من کوهنورد نیستم!

شروع داستان مانند تیر در هوا زدن بود. تیری که از قضا کبوتر یهودی را هم به ارمغان آورد.

البته شاید هم به این خاطر بود که پدرم در آن لحظه کنار نشته بود و باعث شد یک داستان پدر و پسری را خلق کنم.

جالب اینجاست که این اولین داستان از حرکت 100 داستان من است. تا این لحظه هم یکی از بهترین داستان هایی که در این حرکت نوشته ام هست.

احساس من به این داستان خیلی خوب بود. از نوشتن آن در تمام مدت لذت می بردم و هیجان زده بودم.

اصلا هم انتظار چنین اتفاقی برای داستان نداشتم. برای همین یک غافلگری شیرین بود مانند اینکه در خانه بیایی و ببنی که برای تولد گرفته اند.

به خصوص در پایان کار که آن چیزی که از دست نوشته اولیه هست فرا تر رفت و همین مرا بسیار به وجود آورد.

اول داستان می خواستم پدر و پسر را به نوک قله برسانم. اما وقتی به وسط های داستان رسیدم به وسط کوه رضایت دادم. احساس کردم اینطور داستان را جذاب تر میکرد و منظور را بهتر می رساند.

اما هرچه فکر میکنم آن چیزی که سعی کردم در این داستان بگویم خیلی مهم است. موضوعی که اگر ما آن را رعایت کنیم، واقعا می توانیم مسیر موفقیت آمیزی را برای و بسیار ساده تر و راحت تر را برای رسیدن به موفقت خود داشته باشیم.

این داستان که با نام من کوهنورد نیستم قرار است دو روز دیگر در سایت هوا شد.

شما که تا انتشار داستان چشمانتان رو به آسمان هست؟

2 پاسخ به “جریان خلق اثر من کوهنورد نیستم!”

  1. سلام به محمد عزیز. چقدر خوبه که به حرکت صد داستان پیوستی. مشتاقانه منتظر داستانهای شما هستم.

    1. mohammadmahdi میگویند: پاسخ

      با اینکه حرکت تازه شروع شده در حال تولید یک گزارش باحال هم از دوره هستم
      من هم مشتاق نوشته های جذاب شما هستم

دیدگاهتان را بنویسید