خلاقیت به هر قیمیتی

یکی از عادت های من در مورد انجام کارهای روزانه، ساده و یا بزرگ و پیچیده، این است که علاقه دارم کار مورد نظر را به روش ها و شیو های متفاوتی به سرانجام برسانم.
ابتکاری، خلاقیتی که به ذهنم میرسد را روی آنها اعمال کنم و این برای من بسیار جذاب است.
دو روز پیش من مجبور شدم برای ناهار غذایی درست کنم

من یک مکانیک هستم(بخش دوم)

او قبول کرد و گفت: از فردا ساعت 8 سر کار بیایم.
من هم پیروزمندانه( این را مطمعن هستم نبودم) از مغازه خارج شدم و خبر پیدا کردن کار را به اهل خانه دادم.
و مثل انسانی متعهد رفتم و شب را خوابیدم؛ اما به لطف خداوند مهربان و عزیز من، دو روز را پیاپی خوابم برد. برای همین هم سراغ کار نرفتم. بعد از این هم دیگر سراغ آن مرد نرفتم.
و خوشبختانه هیچ وقت زیر دست استاد سعید دست به آچار نشدم. شاید هم بدبختانه کسی چه می داند

من یک مکانیک هستم!

دیگر وقت خوردن حلوای راهنمایی بود و باید انتخاب رشته میکردم. خوشبختان من نسبت به خیلی از بچه های مدرسه میشناختم( تقریبا 60 درصد) بیشتر انتخاب رشته فکر میکردم و هم اینکه تکلیفی مشخص تر داشتم. چون خوب می دانستم من به هیچ عنوان سراغ رشته های نظری نخواهم رفت.

تاریخچه کتاب خوانی من

تاریخچه کتاب خوانی من تاریخچه کتاب خوانی من به سال های بسیار دور بر میگردد. آن زمان هایی که یک بچه خیلی کوچیک بودم و هنوز مدرسه نمی رفتم. آن موقع ها کتاب برای مانند برادری نا تنی حساب می آمد. آن موقع ها( التبه که بسیار بی مزه شروع کردم خودمم می دونم) و […]