خلاقیت به هر قیمیتی

یکی از عادت های من در مورد انجام کارهای روزانه، ساده و یا بزرگ و پیچیده، این است که علاقه دارم کار مورد نظر را به روش ها و شیو های متفاوتی به سرانجام برسانم.
ابتکاری، خلاقیتی که به ذهنم میرسد را روی آنها اعمال کنم و این برای من بسیار جذاب است.
دو روز پیش من مجبور شدم برای ناهار غذایی درست کنم

جسارت در مسیر موفقیت

مرد می خواهد توپ به حلقه پرت کند. با دقت نگاه میکند، محاسبه های لازم را انجام میدهد. ارتفاع سبد زیاد است و دهانه هم تنگ. توپ
دستش زبر بسکتبال را بالا میگرد. عرق از پس و پیش او روانه شده. می خواهد توپ را پرت کند؛ اما…
چیزی مانع اوست. چیزی که به آن:

چقدر روی خودتان؟ چقدر روی خدای خودتان؟

می دانید من فکر میکنم یکی از بزرگ ترین مسئله ما انسان ها این است! متوجه ایید چه میگویم؟ شاید تمام درگیری هایمان از همان نشأت میگیرد.
ما می خواهیم کم بخوابیم. بیشتر کار کنیم، کمتر تفریح کنیم. می خواهیم هرطور شده بیشتر فعالیت های فیزیکی داشته باشیم. تا نتیجه های دلخواه زندگی خود را بدست بیاوریم.

توسعه فردی و برندسازی با کامنت نویسی

همه ماجرا از سایت یک نویسنده عزیز به نام خانم بیتا کیهانی شروع شد. که با نام یادداشت های بیتا کیهانی در حال فعالیت و تولید محتوا هستند.
من از صفحه ایشون بازدید کردم. دو تا از یادداشت های ایشون رو مطالعه کردم. زیر هر کدام از یادداشت ها یک نظر گذاشتم.
و این نکته بیشتر در ذهنم بیشتر تجلی کرد: در کامنت ها چقدر فرصت وجود دارد.

شادی انسان را می سازد

در حال مطالعه کتابی بودم که به جمله ایی رسیدم: غم انسان را می سازد.  تعجب کردم. چطور میشود که غم انسان را می سازد؟ چرا باید غم بتواند انسان را بسازد؟ چرا شادی نمی تواند انسان را بسازد؟ یعنی شادی انسان را سبک سر و خام نگه میدارد؟ شادی ما را به انسانی ناکار […]

اینجا برای همه نور هست!

چراغ های خانه را کاملا خاموش کرده بودیم و فقط صفحه نمایشگر من هنوز زنده بود و از خود نور افشانی میکرد. هنوز روزنه امیدی بود، برای همین چند مورچه بال دار( یا مگس دقیق نمی دانم) روی نمایشگر نشستند.